X
تبلیغات
نماشا
رایتل
وابــستگی حضور دنیا در ذهن است ؛ وقتی دنیا در ذهن ناپدید شد ، این را وارستگی می گویند.

وبلاگ حقوق

همانطور که مایل نیستم بنده کسی باشم، حاضر نیستم آقای کسی باشم. کسانی که مخالف آزادی دیگرانند، خود لیاقت آزادی را ندارند.((آبراهام لینکلن)) .

تذکر مهم : بیشتر مطالب این وبلاگ برگرفته از سایت های دیگر است . و سعی شده حتی الامکان اسم نویسنده مطلب آورده شود .اگر مطلبی به اسم نویسنده وبلاگ یا کس دیگر آورده شده عذرخواهی میشود.

بازدید : مرتبه
تاریخ : شنبه 2 مهر 1390

عنوان  :  تصمیمات قضایی judicial decisionنویسنده :  مهدی جبرییلی جلودار
کلمات کلیدی  :  تصمیم اداری، تصمیم قضایی، حکم، قرار، رای   

 

 

 

 

برای خواندن متن اصلی به ادامه مطلب مراجعه کنید . با تشکر مرتضی زارع

 

تصمیم در لغت به معنای عزم و اراده کردن به کاری، با عزم راسخ در صدد اجرای امری بر آمدن است. قضاء در لغت به معنای حکم کردن، اداء کردن، گزاردن و روا کردن است.[1]
از لحظه­ای که خواهان دادخواست خود را به دادگاه تقدیم می­کند تا لحظه­ای که حکم قطعی به مرحله­ی اجرا در می­آید، دادگاه بنا به ضروریات و مقتضیات وقت پرونده، تصمیمات و نظریاتی راجع به آن اتخاذ و اعلام می­دارد. این تصمیمات بیانگر اراده دادرس دادگاه و مسئول رسیدگی به پرونده و نهایتا اعلام رای در خصوص دعوای مطروحه می­باشد، این تصمیمات اعم است از تصمیمات اداری و تصمیمات قضایی. به عبارت دیگر حکم دادگاه در معنای عام هم شامل تصمیمات قضایی و هم اداری می­شود، ولی حکم دادگاه در معنای خاص، فقط شامل تصمیمات قضایی است که در ماهیت دعوا صادر می­شود و قاطع دعوا است.[2] 
تصمیمی اداری به منظور آماده و مهیا شدن پرونده جهت صدور رای و اجرای آن صورت می­پذیرد؛ از قبیل صدور دستور تعیین جلسه رسیدگی، دستور اخذ نظریه کارشناسان، دستور صدور اجرائیه و اجرای آن و... می‌باشد.
رای که از مراجع قضایی صادر می­شود را تصمیمات قضائی گویند؛ تصمیماتی که از مراجع قضایی صادر می­شود، به حکم و قرار تقسیم می­شود.
تصمیمات قضایی اگر در ماهیت دعوا و قاطع آن به طور جزئی و یا کلی باشد آن را حکم گویند و اگر راجع به ماهیت دعوا و قاطع آن به طور جزئی یا کلی نباشد آن را قرار می­گویند.[3]
منظور از رای دادگاه جزئاً یا کلاً قاطع دعوا باشد، این است که حکم باید نفیاً یا اثباتاً تکلیف دعوای مطروحه را روشن سازد و با توجه به خواسته خواهان صادر شده باشد، اعم از این که جزئی از خواسته را حق خواهان دانسته و به آن رای دهد و یا آن که کل خواسته را حق خواهان محسوب و آن را محکوم به حکم قرار دهد. مثلا اگر دعوا علیه دو نفر و به خواسته خلع ید غاصبانه و پرداخت اجرت المثل طرح شده باشد و دادگاه پس از رسیدگی نهایتا در مورد خوانده ردیف اول رای به محکومیت وی به خلع ید و پرداخت اجرات المثل بدهد ولی در مورد خوانده ردیف دوم با توجه به دلائل ابرازی وی رای به عدم توجه دعوا صادر کند رای دادگاه نسبت به خوانده ردیف اول حکم و نسبت به خوانده ردیف دوم قرار خواهد بود.
 منظور از رای دادگاه در ماهیت دعوا این است که دادگاه با رسیدگی به ادله‌ی مدعی در جهت اثبات ادعای خود ابراز داشته است و مدافعات مدعی علیه که در رد ادعای مذکور و دفاعا به دادگاه اعلام نموده نهایتا حکم به حقانیت مدعی و یا به بیحقی وی صادر کرده است و الا اگر رای دادگاه بدون ورود در ماهیت دعوا و صرفا در مسائل مقدماتی رسیدگی صادر شده باشد مانند ارجاع امر به کارشناس یا استماع شهود و یا معاینه و تحقیق محلی، عنوان حکم را ندارد و اصطلاحا قرار نامیده می­شود.[4]
 
انواع احکام قضایی دادگاه­ها
الف) احکام قطعی و غیر قطعی؛ احکامی که در دادگاه صادر می­شود اگر قابل تجدید نظر خواهی در دادگاه بالاتر باشد این احکام غیر قطعی است ولی اگر قابل تجدید نظر خواهی نباشد این احکام قطعی است.
ب) احکام ترافعی و احکام حسبی؛ منظور از حکم ترافعی حکمی است که بر اثر وقوع اختلاف، مرافعه و منارعه بین اشخاص و نهایتا مراجعه به دادگاه صادر می­شود. اما حکم حسبی به حکمی اطلاق می­شود که دادگاه به تبع آن مرافعه و اختلاف بین اصحاب دعوا و طرح موضوع در دادگاه به آن رسیدگی نمی‌کند بلکه راسا و از جهت ولایت و نظارت در منافع عمومی به آن رسیدگی و اتخاذ تصمیم می­کند.
ج) احکام حضوری و احکام غیابی؛ به مو جب ماده 303قانون جدید آ.د.م. مقرر شده است که:
«حکم دادگاه حضوری است مگر این که خوانده یا وکیل یا قائم مقام یا نماینده قانونی وی در هیچ یک از جلسات دادگاه حاضر نشده و به طور کتبی نیز دفاع ننموده باشد یا اخطاریه ابلاغ واقعی نشده باشد.»
 
انواع قرارهای قضایی دادگاه­ها
الف) قرارهای مقدماتی یا اعدادی؛ البته در قانون به این نام موسوم نیست، بلکه در عرف قضایی و با توجه به این که مقدمه تصمیم و رای دادگاه را فراهم می­کند و متعاقب آن، دادگاه آماده اخذ تصمیم می­گردد، به این نام معروف شده است؛ مانند قرار معاینه و تحقیقات محلی و یا ارجاع امر به کارشناس که بدیهی است پس از انجام آن، دادگاه آماده صدور رای می­شود. این قرارها گاهی به درخواست اصحاب دعوا صادر می­شود و گاهی خود دادگاه برای کشف حقیقت امر، قرارهای مذکور را صادر می­کند.
ب) قرارهای نهایی؛ یعنی قرارهایی که اگر چه در ماهیت دعوا نیست، ولی موجب خروج دعوا از دادگاه می­شود. همان گونه که حکم دادگاه که در ماهیت دعوا صادر شده است موجب همین نتیجه می­گردید؛ مانند قرار سقوط دعوا یا قرار شمول مرور زمان یا قرار عدم اهلیت خواهان و نظائر آن.[5]  


[1] عمید، حسن؛ فرهنگ لغت عمید، تهران، انتشارات امیر کبیر، چاپ دهم، 1376، ص400 و 941.
[2] واحدی، قدرت الله؛ ّایسته­های آیین دادرسی مدنی؛ تهران، نشر میزان، چاپ چهارم، 1383، 215.
[3]. بهرامی؛ بهرام؛ آیین دادرسی مدنی علمی وکاربردی، تهران، موسسه فرهنگی انتشاراتی نگاه بینه، چاپ نهم، 1385، ص51.
[4]. واحدی؛ قدرت الله؛ آیین دادرسی مدنی، تهران، نشر دادگستر، چاپ دومف 1378، جلد دوم، ص154.
[5] واحدی، قدرت الله؛ پیشین، ص 216-222.



طبقه بندی:
ارسال توسط مرتضی
آرشیو مطالب
صفحات جانبی


پیوند های روزانه
لوگودونی
موسسه خیریه محک دانلود کتب کمیاب پیام نور تاریخ کوروش از کتزیاس
محل تبلیغات
وزارت دادگستری اصل 44
محل تبلیغات
وبلاگ سعید صمدی
محل تبلیغات
کمک به سومالی
نظر سنجی هفتگی
محل تبلیغات