X
تبلیغات
رایتل
وابــستگی حضور دنیا در ذهن است ؛ وقتی دنیا در ذهن ناپدید شد ، این را وارستگی می گویند.

وبلاگ حقوق

همانطور که مایل نیستم بنده کسی باشم، حاضر نیستم آقای کسی باشم. کسانی که مخالف آزادی دیگرانند، خود لیاقت آزادی را ندارند.((آبراهام لینکلن)) .

تذکر مهم : بیشتر مطالب این وبلاگ برگرفته از سایت های دیگر است . و سعی شده حتی الامکان اسم نویسنده مطلب آورده شود .اگر مطلبی به اسم نویسنده وبلاگ یا کس دیگر آورده شده عذرخواهی میشود.

بازدید : مرتبه
تاریخ : چهارشنبه 13 بهمن 1389

کتاب یازدهم با درگذشت کورش به پایان یافت و کتاب دوازدهم با زندگی بعد کورش آغاز می شود .

گفته شد که پس از کورش فرزند ارشد او توسط خود کورش به سلطنت ایران نشست و پسر کوچکتر او بدون نیاز به دادن مالیات فرمانروای شرق ایران و باختریان شد .

کمبوجیه پیش از هر کاری پیکر پدرش را که در جنگی زخمی و سه روز بعد آن درگذشته بود توسط خواجه باگاپات _ همان کسی که بعد به صلیب کشیده شدن پتی زاکاس جانشین او شده و بسیار محبوب کورش بود _ به ایران فرستاد تا تدفین شود .

کمبوجیه به همراهی همین خواجه باگاپات به مصر حمله کرده و فرعون بزرگ آن زمان را شکست می دهد و هنگام بازگشت فردی به نام آریانوس را به ساتراپ نشینی آنجا می گمارد . اوجاهورسن که وزیر فرعون آن زمان بود وقتی دید دیگر جنگ فایده ندارد ، برای جلوگیری از خرابی بیشتر اقدام به همکاری با ایرانیان نمود.

کمبوجیه و بردیا دو فرزند کورش بودند که آمی تیس نیز مادر آنها محسوب شده و مورد احترام انها بود . وقتی که کمبوجیه از مصر باز می گردد اقدام به لشگر کشی به سوی سکاها می کند که اکنون آن طرف آسیای صغیر ( یعنی اروپا ) محسوب می شود . در این زمان داریوش بزرگ فرزند هیستاسب به عنوان فرمانده گارد مخصوص هخامنشیان با نیروی بالغ بر 10 هزار نفر در سرزمین ایران بود . داریوش از لحاظ نسب با کورش و فرزندان او پسر عمو محسوب می شد و از یک دودمان بوده اند . گفته می شود هنگامی که کمبوجیه در سکا به جنگ مشغول بود بردیا را به عنوان سکان دار کشور معرفی کرده بود . داریوش که به قول امروزی ها کودتاچی خوانده می شود در صدد برکناری بردیا ( تانیو خارکس / پسر دوم کورش / برادر کمبوجیه ی پادشاه و جانشین او در ایران ) بر می آید . و از طرف دیگری به دروغ به کمبوجیه می گویند که برادرش به او خیانت کرده و خود را پادشاه اعلام کرده است . کمبوجیه خشمگین راه برگشت را در پیش می گیرد . کمبوجیه به ایران باز می گردد . در اینجا تاریخ نویسان اختلاف دارند که بردیا توسط چه کسی کشته می شود . :

1)      خود کمبوجیه به علت خیانت برادر به پادشاه ایران

2)      مغی به نام اسفنداداتس که شباهت بسیاری زیادی به تانیو خارکس یا همان بردیا داشت

3)      داریوش هخامنشی به علت کودتا علیه او  

به هر حال بردیا در می گذرد . کمبوجیه که در راه برگشت ران پایش جراحت برداشته بود 30 روز پس از قربانی او نیز میمیرد .و همان مغ که گئوماتا ( یا اسفنداداتس ) نام داشت به علت شباهت به بردیا خود را پادشاه اعلام می کند . حکومت کمبوجیه که مصر به دست ایشان فتح شد 8 سال طول کشید و 8 ماه نیز بردیا جاینشین او بود .

داریوش به همراه هفت نفر دیگر علیه این مغ متحد می شوند که بعد ها خواجه باگاپات و آرتازیراس نیز به انها ملحق شده و راه ورود به کاخ را به روی انها باز می گذراند ؛ آنها شبانه به کاخ حمله کرده و مغ را که در آغوش یک روسپی هندی بود به هلاکت می رسانند . ( داریوش در کتیبه خود آورده است که او خود آن مغ را هلاک کرد ) .

این چند نفر تصمیم می گیرند که داریوش به حکومت برسد . آن روز که مغ اسفنداداتس کشته می شود به روایت هرودت و کتزیاس و سایر تاریخ نویسان یونانی که خالی از غرض هم نمی باشد در ایران جشن مغ کشان برگزار می کنند . داریوش به سلطنت می نشیند و با یکی از دختران کورش هم ازدواج می کند .

مغ را به دستور داریوش در میان دو کوه دفن می کنند تا عبرتی برای دیگران باشد . داریوش و همراهانش به بازدید این مقبره می روند که متاسفانه همراهیان او سقوط کرده و میمیرند . داریوش پریشان حال می شود .

پس از انکه به کشور سامان داد و عمران های بسیاری کرد یکی از ساتراپهای خود را به سکا ها فرستاد که غرامت نا فرمانی خود را بدهند . اما توفیق چندانی نیافت . پادشاه انان نامه ای توهین آمیز به داریوش نوشت که خشم او را برانگیخت . داریوش عزم جنگ با سکا ها میکند . اما او و لشگرش نیز نمیتوانند حصارهای شهر های سکا ها را در هم شکنند . به همین علت هنگام بازگشت ویرانی های بسیاری می کنند تا اینکه به سرزمین ماراتون می رسند . در این محل پادشاه یونانی ها ( آتن ) به علت ویرانی ای که داتیس فرمانده داریوش به شهر های پونت و هلاد وارد ساخته بود با ایرانیان جنگ می کند که علی رغم عده اندک انها موفق به شکست داریوش و زخمی کردن او می شوند . داتیس ایرانی کشته می شود و جنازه اش هم پس داده نمی شود . میلتیاد که پادشاه ان وقت آتنی ها بود از ذوق خود که حتی باور شکست داریوش را نداشت مثل دیوانه ها میدوید . از اینجاست که در تاریخ به دوی بلند مدت ماراتن گفته می شود . آنها این روز را جشن ملی خود می دانستند .

داریوش زخمی به ایران باز میگردد و قربانی می کند . اما متاسفانه می میرد . او که 72 سال داشت و سی و دو سال ( یا به روایت هرودت 36 سال ) بر ایران حکومت کرد به اسطوره ای در تاریخ تبدیل گشت آرتازیراس و خواجه باگاپات نیز پس از چند سال درگذشتند . فرزند ارشد داریوش خشایارشا به سلطنت رسید .

به انتهای این قسمت رسیدیم و در قسمت های بعدی با حکومت فرزندان داریوش هخامنشی سخن خواهیم گفت . تذکر داده می شود که هر کسی که احساس می کند متنی از این گفتار مبهم بوده و یا با تاریخ همخوانی ندارد در نظرات بگوید تا بررسی شود . با تشکر به تلخیص مرتضی زارع




طبقه بندی:
ارسال توسط مرتضی
آرشیو مطالب
صفحات جانبی


پیوند های روزانه
لوگودونی
موسسه خیریه محک دانلود کتب کمیاب پیام نور تاریخ کوروش از کتزیاس
محل تبلیغات
وزارت دادگستری اصل 44
محل تبلیغات
وبلاگ سعید صمدی
محل تبلیغات
کمک به سومالی
نظر سنجی هفتگی
محل تبلیغات