X
تبلیغات
رایتل
وابــستگی حضور دنیا در ذهن است ؛ وقتی دنیا در ذهن ناپدید شد ، این را وارستگی می گویند.

وبلاگ حقوق

همانطور که مایل نیستم بنده کسی باشم، حاضر نیستم آقای کسی باشم. کسانی که مخالف آزادی دیگرانند، خود لیاقت آزادی را ندارند.((آبراهام لینکلن)) .

تذکر مهم : بیشتر مطالب این وبلاگ برگرفته از سایت های دیگر است . و سعی شده حتی الامکان اسم نویسنده مطلب آورده شود .اگر مطلبی به اسم نویسنده وبلاگ یا کس دیگر آورده شده عذرخواهی میشود.

بازدید : مرتبه
تاریخ : شنبه 16 بهمن 1389

تاریخ کتزیاس / قسمت چهارم / اردشیر

در قسمت قبل گفته شد که باختریان و طرفداران اردوان علیه اردشیر شورش کردند ،اما او به کمک مگابیز آنها را به سختی سرکوب کرد .مصری ها به کمک یونانی ها با فرماندهی ایناروس علیه اردشیر شورش کردند ، اردشیر خود را آماده جنگ کرد اما اطرافیانش اورا منصرف کردند . اردشیر برادر خود هخامنش ( آشه منیدس ) را به جنگ ایناروس فرستاد اما ایرانیان در جنگ زمینی و هوایی شکست خورده و هخامنش زخمی و کشته شد . پیکر او را به اردشیر فرستادند .

این بار اردشیر سپاهی به فرماندهی مگابیز داماد خشایارشا ( همسر آمی تیس خواهر اردشیر ) فرستاد . تعداد ایرانی ها در این جنگ خیلی مجهزتر و فراوان بود . این بار مصری ها با اینکه یونانی ها را همراه خود داشتند تلفات زیادی دادند . مگابیز ایناروس را زخمی کرد ، اما او به همراه اطرافیان و یونانی ها به قلعه ای تسخیر نشدنی و استوار با نام بیبلوس پناه بردند . مگابیز همه ی مصر را تصرف کرد و به کسانی که در قلعه بودند امان داد که اگر تسلیم شوند در امان خواهند بود و پس از عذرخواهی در برابر اردشیر به موطن خود باز خواهند گشت . سپس سرساماس را به ساتراپی مصر گماشت و خود با ایناروس و بقیه یونانی ها به دربار اردشیر بازگشت .مگابیز وقتی ایناروس را دید خشم اینکه برادرش هخامنش را کشته مانع ان نشد که به امان مگابیز بی توجهی کند . آنها را به زندان انداخت .  اما اسپیتاماس که مادر شاه بود بالاخره همه ی آنها قتل عام کرد . در اینجا مگابیز که این کار را خیانت می دید و نسبت به یونانی ها احساس وفاداری میکرد به موطن خود سوریه بازگشت و ارتشی بزرگ مهیا کرد و ادعای طرفداری از یونانیان را کرد .اردشیر دوبار نیرو به فرماندهی ایسیروس و منستانس به جنگ با مگابیز فرستاد که در هر دو سری نیروهای ایرانی شکست خورده و هزیمت شدند .آرتاریوس از مگابیز درخواست صلح و انعقاد پیمان کرد که او پذیرفت اما به شرط اینکه به دربار اردشیر نرود . اردشیر این را پذیرفت وهیئتی را به سوی مگابیز فرستاد .  مگابیز به دربار اردشیر آمده و از سوی او عفو شد و دوباره به عنوان مباشر حکومت قرار گرفت . اما در یک واقعه که اردشیر با شیری پیکار میکرد مگابیز به هواخواهی او تیری به شیر زد که تلف شد ، این خشم اردشیر را درآورد که منجر به تبعید مگابیز به دریای سرخ شد . او خود را به شکل جذامی ها در اورده و فرار کرد . اما بعد ها به وساطت آمی تیس که همسرش بود دوباره به دربار آمد و در سن سال 78 سالگی مرد . این باعث شد که آمی تیس به هرزگی و معاشرت با مردان روی بیاورد و بعد ها به همین بیماری جان سپارد.دو فرزند آمیتس و مگابیز بعد ها به یونان گریخته و علیه اردشیر سپاهی فراهم کردند . اما اردشیر پس از 42 سال سلطنت درگذشت و مجال جنگ با آنها را نداشت ( پایان کتاب هفدهم )

به تلخیص مرتضی زارع




طبقه بندی:
ارسال توسط مرتضی
آرشیو مطالب
صفحات جانبی


پیوند های روزانه
لوگودونی
موسسه خیریه محک دانلود کتب کمیاب پیام نور تاریخ کوروش از کتزیاس
محل تبلیغات
وزارت دادگستری اصل 44
محل تبلیغات
وبلاگ سعید صمدی
محل تبلیغات
کمک به سومالی
نظر سنجی هفتگی
محل تبلیغات