X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل
وابــستگی حضور دنیا در ذهن است ؛ وقتی دنیا در ذهن ناپدید شد ، این را وارستگی می گویند.

وبلاگ حقوق

همانطور که مایل نیستم بنده کسی باشم، حاضر نیستم آقای کسی باشم. کسانی که مخالف آزادی دیگرانند، خود لیاقت آزادی را ندارند.((آبراهام لینکلن)) .

تذکر مهم : بیشتر مطالب این وبلاگ برگرفته از سایت های دیگر است . و سعی شده حتی الامکان اسم نویسنده مطلب آورده شود .اگر مطلبی به اسم نویسنده وبلاگ یا کس دیگر آورده شده عذرخواهی میشود.

بازدید : مرتبه
تاریخ : چهارشنبه 4 آبان 1390

 عنوان  :  دولت موقتنویسنده :  حسین دانش
کلمات کلیدی  :  دولت موقت، شورای انقلاب، مهندس بازرگان، حکومت، انقلاب اسلامی، امام خمینی، علوم سیاسی

 

دولت موقت به دولتی گفته می­شود که در دوران برزخ سیاسی، پس از انتقال قدرت از یک نظام سیاسی به نظام سیاسی دیگر (مثلا، تبدیل سلطنت به جمهوری)، تشکیل می­شود و تا زمان تصویب قانون اساسی جدید و بنیان­گذاری نهادهای تازه­ی سیاسی عهده­دار امور کشور می­باشد.[1] 

 

لطفا برای خواندن متن کامل به همراه رفرنس به ادامه مطلب مراجعه کنید

مهدی بازرگان در سال 1286ش در تهران به دنیا آمد. او هشتمین فرزند از خانواده­ای چهارده نفری بود. بازرگان، تحصیلات ابتدایی را در مدارس ثروت، سلطانی و دارالمعلمین تهران گذراند و در 1307ش در مسابقه­ی اعزام محصلان برای تحصیل به اروپا شرکت کرد و در همان سال از سوی وزارت فواید عامه راهی فرانسه شد و در شهر نانت به رشته­ی مهندسی ماشین­های حرارتی پرداخت و هفت سال بعد در 1313ش با درجه­ی دکتری مهندسی مکانیک به ایران بازگشت. او یکی از فعالان سیاسی- مذهبی ایران در دهه­های 20، تا50، بود که در 15 بهمن 1357 به توصیه­ی شورای انقلاب و با حکم امام به­عنوان اولین نخست­وزیر انقلاب اسلامی برگزیده شد. مهندس بازرگان سرانجام در 30 دی 1373 به دنبال بروز عارضه­ی قلبی درگذشت و در مقبره­ی خانوادگی­اش در قم به خاک سپرده شد.[2]

 

حکم انتصاب مهندس بازرگان

امام در حکم انتصاب مهندس بازرگان به این سمت این‌چنین تاکید کرد که «بنا به پیشنهاد شورای انقلاب، بر حسب حق شرعی و قانونی ناشی از آرای اکثریت قاطع قریب به اتفاق ملت ایران که طی اجتماعات عظیم و تظاهرات وسیع و متعدد در سراسر ایران نسبت به رهبری جنبش ابراز شده است، و به موجب اعتمادی که به ایمان راسخ شما به مکتب مقدس اسلام و اطلاعی که از سوابق‌تان در مبارزات اسلامی و ملی دارم، جناب­عالی را بدون در نظر‌ گرفتن روابط حزبی و وابستگی به گروهی خاص مامور تشکیل دولت موقت می‌نمایم.[3]

 

علل به قدرت رسیدن دولت موقت

آنچه مسلم است، ریشه­ی این انتخاب بازرگان به سمت نخست‌وزیری را باید در دوره­ی قبل از پیروزی انقلاب اسلامی جستجو کرد. زمانی‌ که امام ‌خمینی(ره) از عراق به پاریس منتقل شد، رجال و فعالان سیاسی در راستای مبارزه با حکومت پهلوی به دیدار ایشان رفتند و مذاکرات مختلفی را در آنجا انجام دادند. مهندس بازرگان نیز که مبارزات سیاسی خود را از سال­های دهه­ی 1320ش شروع کرده و تا سال 1357ش با گرایشات مذهبی به طرق مختلف آن‌را ادامه داده بود، با هدف همگامی با مبارزات امام خمینی(ره) در پاریس به ملاقات ایشان رفت. در این دیدار، امام(ره) با اشاره به اوضاع سیاسی کشور که به صورت روزافزونی در جهت تضعیف حکومت پهلوی حرکت می‌کرد، به بازرگان گوش‌زد نمود که باید به فکر تشکیل مجلس و هیات دولت باشیم و از وی خواست که افراد مورد اعتماد و مسلمان را شناسایی و برای تحقق این ایده معرفی کند. بازرگان نیز با کمک و رایزنی افراد دیگری، فهرستی از فعالان سیاسی ـ انقلابی را تهیه و به حضرت امام(ره) ارائه کرد.[4] اما به غیر از این مطلب می­توان برای به قدرت رسیدن دولت موقت به عوامل زیر اشاره کرد:

 

1.      فقدان انگیزه­ی لازم میان روحانیون برای تصدی قدرت اجرایی کشور:

روحانیون به رهبری امام خمینی(ره) هیچ­گاه قصد نداشتند که حکومتی بسازند و خود را در کلیه­ی امور اجرایی و قضایی و قانون­گذاری آن درگیر سازند بلکه بیشتر مایل بودند که امور اجرایی به دست افراد صالح و متدین غیر روحانی اداره گردد و خود نظارت را به­جای آورند. مخصوصا امام(ره) در صحبت­هایش بارها به این نکته اشاره داشتند و حتی روحانیون نیز برای تصدی مدیریت اجرایی کشور مانند شهید بهشتی و شهید مطهری و سایر افراد تمایلی نشان نمی‌دادند.[5]

 

2.      سابقه­ی سیاسی، دینی و اجرایی بازرگان:

از مهم­ترین سمت­های اجرایی بازرگان که از او یک شخصیت با تجربه ساخت همان ماموریت خلع ید بود که وی توانست با نمایش یک بازی سیاسی جسورانه به همراه هیئتی، از شرکت نفت انگلستان را خلع ید کند. از دیگر خصوصیات بازرگان که امام را در جلب اعتماد به او یاری رساند سابقه­ی مبارزاتی و فعالیت جدی و سخت او با دولت­های دست­نشانده شاه بود.[6]

و همچنین از دیگر عوامل، اندیشه­ی دینی بازرگان بود که مورد توجه امام(ره) قرارگرفت، وی در طول 50 سال فعالیت دینی سعی داشت چهره­ای از اسلام مترقی نشان دهد و آن­را با پیشرفت­های علمی و فنی سازگار جلوه دهد و می‌گفت علاوه­بر مسلح شدن به دین اسلام، باید به ایدئولوژی­های غیر مذهبی و لائیک با همان سلاح خودشان پاسخ داد.[7]

 

3.      انگیزه و تلاش شخص بازرگان برای تصدی قدرت اجرایی:

بازرگان در پیروزی انقلاب اسلامی احتمال تحقق آرامان­هایی را می­دید که سال­ها برای آنها مبارزه کرده، چند دهه در برابر روش استبداد حکومت پهلوی مقاومت کرده بود، اکنون پایان استبداد را می­دید و در اولین سخنرانی­اش پس از گرفتن پست جدید گفت: اکنون در انقلاب آرزوی دیرینه­ام را که 40 سال تلاش می­کردم تا بین این دو برادر اصیل و قدیم، یعنی دین و دانش پیوند بزنم محقق یافتم و بزرگ­ترین مژده­ی پیروزی و نجات ایران را در آن روز دیدم.[8]

 

وظایف دولت موقت

دولتی که با حکم امام خمینی(ره) در تاریخ 15/11/1357 به نخست­وزیری مهندس (مهدی بازرگان) تشکیل شده بود، با پیروزی انقلاب اسلامی در 22 بهمن، با عنوان (دولت موقت انقلاب اسلامی) اداره­ی کشور را به دست گرفت.

فرمان نخست­وزیری مهندس بازرگان شامل مأموریت­ها و مسؤولیت­های زیر بود:

1.      در انتصاب مسؤولین دولتی، روابط حزبی و بستگی به گروهی خاص در نظر گرفته نشود.

2.       انجام رفراندم و رجوع به آرای عمومی ملت درباره­ی تغییر نظام سیاسی کشور به جمهوری اسلامی.

3.      تشکیل مجلس خبرگان جهت تصویب قانون اساسی نظام جدید.

4.      برگزاری انتخابات مجلس نمایندگان ملت. [9]

 

برنامه­های اصلاحی دولت موقت

1.      تلاش در جهت اصلاح بروکراسی اداری:

یکی از برنامه­های دولت موقت، اصلاح ساختار و تنظیم فعالیت دستگاه­های دولتی بود که به نظر بازرگان، در دوران پهلوی، همه چیز تحت اختیار سلطه­ی حکومت مرکزی و دولت قرار داشت و به دلائل پیشینه­ی حکومت استبدادی، ضعف مالکیت خصوصی، طولانی شدن هرج و مرج اجتماعی و... هنگامی­که بازرگان کابینه را تشکیل داد، دولت تشکیلات پیچیده ای داشت؛ حدود 6/1 میلیون نفر را مستقیما و تقریبا همین تعداد را غیر مستقیم در استخدام داشت، یعنی حدود 30 درصد از نیروی کار در استخدام دولت بود درآمدش حدود 20 میلیارد دلار یا 35 درصد تولید ناخالص ملی می­شد. به نظر بازرگان در شرایط انقلاب، کشور در سطحی قرار گرفته که استخدام کردن یک امر غیر انقلابی و خلاف اسلام و ملت و مملکت می­باشد و ما ناچاریم تعدادی را از دستگاه عظیم بروکراسی بیرون بریزیم.[10]

2.      اصلاح ساختار ارتش:

از دیگر برنامه­های دولت موقت ترمیم و اصلاح ارتش بود که بازرگان تنها تعویض فرماندهان عالی رتبه­ی ارتش را کافی می­دانست و هیچ­گاه تغییر و تعویض­های گسترده در سطح میانی و پایین را نپذیرفت و اعتقاد داشت که ارتشیان منهای فرماندهان ارشد آن انقلابی و صمیمی و در خدمت مردم بودند.[11]  

 

علل استعفا یا سقوط دولت موقت

علل و عوامل بسیاری در سقوط دولت موقت وجود داشت که ما در این مقاله به علت­های مهم آن اشاره داریم.

1.      عدم هماهنگی با ارزش­های اسلامی:

در این­که اندیشه­ی مسلط بر فضای انقلاب یک اندیشه­ی دینی و اسلامی بود جای هیچ شک و تردیدی وجود ندارد، اما برخی از اعضای دولت موقت نتوانستند خود را با ارزش­های اسلامی به‌طور‌ کامل هماهنگ کنند و حتی علیه مبانی دینی و انقلابی اظهاراتی نمودند. مثلا حسن نزیه در نهم خرداد ماه سال 1358ش درباره­ی عدم امکان اجرایی قوانین اسلامی گفت: «... این نه ممکن و نه مفید و نه خوب است که بخواهیم تمامی مسائل سیاسی ـ اقتصادی و حقوقی کشور را براساس موازین و مقررات اسلامی مورد حل‌ و فصل قرار دهیم... .» این اظهارات انتقادهای گسترده‌ای را برانگیخت. سایر اعضای دولت موقت از جمله خود بازرگان، عزت‌الله سحابی و عباس امیر‌انتظام نیز از تداخل دین و سیاست انتقاد کرده و آن­را به‌عنوان راهبردی برای تشکیل حکومت محکوم نمودند.[12]

 

2.      عدم تفاهم با رهبری انقلاب:

امام خمینی(ره) به‌عنوان رهبر انقلاب، شخص درجه­ی ‌اول کشور و بالاترین مقام تصمیم‌گیرنده بود. بازرگان رهبری سیاسی حضرت امام(ره) را پذیرفته بود، اما با گذشت زمان بین آن دو اختلاف‌نظر پدید آمد. این امر از تفکرات و دیدگاه­های آنها سرچشمه می‌گرفت. بازرگان اساسا یک اصلاح‌گر دینی و فردی میانه‌رو و محتاط بود و از بینش و توانایی انقلابی برخوردار نبود اما در مقابل، امام‌(ره) نشان داده بود که فردی قاطع و انقلابی می‌باشد.[13]

برخی از اختلافات حضرت امام(ره) با دولت موقت ناشی از تفکر و دیدگاه کلی دولت موقت بود که به تغییرات اساسی و ساختاری دست نزد؛ چنان‌که دولت موقت هیچ‌گاه سعی نکرد نمادهای مربوط به حکومت پهلوی را تغییر دهد و یا همچنان از سربرگ­هایی با آرم شاهنشاهی استفاده می‌کرد به‌گونه‌ای که سرانجام خود امام(ره) ناگزیر شد در این زمینه به دولت موقت هشدار دهد.[14]

دولت موقت می‌توانست با اتکاء به مواضع و دیدگاه­های امام خمینی(ره)، حمایت موثر ایشان را برای عبور از بحران­ها به همراه داشته باشد. نفوذ کلام امام در توده‌ها و اقشار مختلف مردم انکارناپذیر بود و بارها این امر برای خود بازرگان نیز ثابت شده بود. در واقع از دست‌دادن حمایت نسبی حضرت امام برای دولت موقت به معنای از دست‌دادن فرصت بسیار ارزشمندی بود که می‌توانست شرایط را به نفع دولت تغییر دهد. نهایتا امام خمینی(ره) چند ماه پس از سقوط دولت موقت گفت: «این اختلاف عقاید و سلیقه‌ها بود که ما به آن توجه نکردیم و چه‌ بسا می‌بایست از همان ابتدا دولتی جوان­تر و انقلابی‌تر که بتواند مملکت را در آن شرایط اداره نماید منصوب می‌نمودیم.»[15]

 

3.      اختلافات با شورای انقلاب:

شورای انقلاب برای پر کردن خلاء ناشی از نبود مجلس قانون‌گذاری به‌وجود آمده بود و در مرتبه­ی بالاتری نسبت به دولت موقت قرار داشت. مهم­ترین عاملی که باعث بروز اختلاف میان این دو نهاد شد، عدم تفکیک دقیق وظایف و نیز تداخل وظایف آنها بود؛ چنان‌که هر کدام، دیگری را مانع اجرای موفق برنامه‌های خود می‌دانستند و این مساله باعث به‌وجود آمدن تعارض در عملکرد آنها می‌شد. دلیل دیگر ناشی از تعقیب استراتژی گام‌به‌گام توسط دولت موقت و تن‌ندادن آن به دستورها و خواست­های شورای انقلاب بود. جالب آن­که دولت موقت به پیشنهاد اعضای شورای انقلاب تشکیل شده بود و حتی خود بازرگان از اعضای شورای انقلاب بود. اعضای دولت موقت معتقد بودند که شورای انقلاب باید به قانون‌گذاری بسنده کند و در امور اجرایی دخالت نکند و لذا میان آنها اختلاف افتاد و وقتی که این اختلافات شدت گرفت، نهایتا داوری خود را به نزد حضرت امام(ره) بردند. پس از آن، گرچه تاحدودی این اختلافات فروکش‌ کرد، اما آنها هیچ‌ وقت باهم به تفاهم نرسیدند. تا این­که سرانجام شورای انقلاب در چهاردهم تیر ماه سال 1358ش طی جلسه‌ای تصمیم گرفت به فعالیت­های اجرایی وارد شود. در این جلسه صریحا اعلام شد که دولت موقت قابل اعتماد نیست و این اقدام از جمله عوامل تاثیرگذار در استعفای آن بود.[16]

 

4.      تسخیر (لانه­ی جاسوسی) سفارت امریکا در تهران توسط دانشجویان مسلمان پیرو خط امام:

به اعتقاد برخی،‌ ضربه­ی نهایی به پیکر دولت موقت را دانشجویان مسلمان پیرو خط امام زدند؛ زیرا دولت بازرگان بارها بر حراست از سفارت امریکا تاکید کرده بود، ضمن آن­که دقیقا در همان زمان دولت موقت در الجزایر مشغول مذاکره با برژینسکی بود. لذا برای بسیاری این ذهنیت پیش آمد که اقدام دانشجویان در تسخیر سفارت امریکا با هدف بی‌اعتبار ‌کردن دولت موقت در نزد امریکایی­ها صورت گرفته است.[17] این اشغال باعث گردید که ارتباط دولت موقت با دولت آمریکا بر مردم آشکار شود به شکلی که بعد از آن بسیاری از افراد وابسته به دولت، کشور را ترک کردند.[18]

 

جمع­بندی

مهندس بازرگان یکی از فعالان سیاسی - مذهبی ایران در دهه­های 20، تا50، بود که در 15 بهمن 1357 به توصیه­ی شورای انقلاب و با حکم امام به­عنوان اولین نخست­وزیر انقلاب اسلامی به علت فقدان انگیزه­ی لازم میان روحانیون برای تصدی قدرت اجرایی کشور، سابقه­ی سیاسی، دینی و اجرایی بازرگان و انگیزه و تلاش شخص بازرگان برای تصدی قدرت اجرایی برگزیده شد. وظایفی همچون انجام رفراندم و رجوع به آرای عمومی ملت، تشکیل مجلس خبرگان و انتخابات مجلس نمایندگان ملت بر عهده داشت. برنامه­های دولت موقت، اصلاح ساختار و تنظیم فعالیت دستگاه­های دولتی و ترمیم و اصلاح ارتش بود. عدم هماهنگی با ارزش­های اسلامی، عدم تفاهم با رهبری انقلاب، اختلافات با شورای انقلاب و تسخیر (لانه­ی جاسوسی) سفارت امریکا در تهران توسط دانشجویان مسلمان پیرو خط امام باعث سقوط دولت موقت شد.

 



[1] . آشوری، داریوش؛ دانشنامه­ی سیاسی (فرهنگ اصطلاحات و مکتب­های سیاسی)، تهران، مروارید، 1378، چاپ 5، ص168

[2] .  دایرة­المعارف انقلاب اسلامی؛ 1384، تهران، نشر سوره­ی مهر، چاپ اول،

[3]. خمینی، روح الله؛ صحیفه­ی نور،  قم، موسسه­ی تنظیم و نشر آثار امام، 1378، چاپ اول، ج 6، ص 54

[4]. نجاتی، غلامرضا؛ خاطرات بازرگان شصت‌ سال خدمت و مقاومت، تهران، موسسه­­ی خدمات فرهنگی رسا، 1377، ج 2،  ص256

[5] . اسماعیلی، خیر‌الله؛ دولت موقت، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1380، ص36

[6] . همان، ص42

[7] . آر کدی، نیکی؛ ریشه­های انقلاب ایران، ترجمه­ی عبدالرحیم گواهی، تهران، نشر قلم،  1369، ص356

[8] . برزین، سعید؛ زندگی­نامه سیاسی مهندس مهدی بازرگان، تهران، نشر مرکز، 1374، چاپ دوم، ص270

[9]. صحیفه­ی نور، ص 54 ، و ص 58 ج 6 و ج18، ص 137

[10] . برزین، سعید؛ پیشین، ص273

[11] . بازرگان، عبدالعلی؛ مشکلات و مسائل اولین سال انقلاب،  تهران، نهضت آزادی ایران، 1361، چ اول، ص 93

[12] . اسماعیلی، خیرالله؛ پیشین، صص 228-227.

[13]. ابتکار، معصومه؛ تسخیر، تهران، انتشارات اطلاعات، 1379، صص 100-99

[14]. صفاریان، غلامعلی؛ و معتمد دزفولی، فرامرز؛ سقوط دولت بازرگان، تهران، قصیده‌سرا، ص28

[15]. اسماعیلی، خیرالله؛ پیشین، ص 230

[16]. همان، صص 85-91

[17] . آر کدی، نیکی؛ پیشین، ص 442

[18]. اسماعیلی، خیرالله؛ پیشین، ص233




طبقه بندی:
ارسال توسط مرتضی
آرشیو مطالب
صفحات جانبی


پیوند های روزانه
لوگودونی
موسسه خیریه محک دانلود کتب کمیاب پیام نور تاریخ کوروش از کتزیاس
محل تبلیغات
وزارت دادگستری اصل 44
محل تبلیغات
وبلاگ سعید صمدی
محل تبلیغات
کمک به سومالی
نظر سنجی هفتگی
محل تبلیغات